Strict Standards: Only variables should be assigned by reference in /home/blbmghbe/public_html/templates/jm_rubik/vertex/responsive/responsive_mobile_sidebar.php on line 0

ماژول کناری نمونه

این یک متن نمونه برای نحوه ی نمایش و عملکرد متون در قالب است . شما می توانید این متن را از طریق کنترل پنل جوملای خود ویرایش یا حذف بفرمایید .

ماژول کناری نمونه

این یک متن نمونه برای نحوه ی نمایش و عملکرد متون در قالب است . شما می توانید این متن را از طریق کنترل پنل جوملای خود ویرایش یا حذف بفرمایید .

ثبت نام

تحقیقات برندینگ

یکی از خدمات موسسه پویا پردازش تحقیقات در زمینه برند می باشد . برای اینکه شرکتی بخواهد برند خود را توسعه دهد ابتدا باید کاوش برند ( ممیزی برند ) انجام دهد تا بند خود را از ابعاد مختلف مورد ارزیابی قرار دهد .

در برند سازی مدل های مختلفی وجود دارد و افراد صاحبنظری در سطح دنیا به ارائه مدل پرداخته اند که می توان از این مدلها برای مراحل برند سازی استفاده نمود . از اینرو می توان از مدل مراحل برند سازی نیز سنجش برند را اجرا نمود . یکی از افراد صاحب نظر در برندینگ کلر می باشد .

مرکز اصلی برند در ذهن مشتریان و مخاطبین قرار دارد . یعنی برند در مغز انسان یا مخاطب برند ایجاد می شود نه در جای دیگر . یک شرکت که محصول یا خدمتی ارائه می دهد و برای محصول یا خدمت خود نامی انتخاب می کند . با توجه به فعالیت های مختلفی که شرکت در زمینه بازاریابی انجام می دهد نام برند در ذهن مخاطب خود را ایجاد می کند . به عبارتی تمام فعالیتهای شرکت در خصوص مشتریان خود باعث تجمیع دریافت و ثبت احساسات و منطق مشتریان از نام تجاری می شود که باعث می شود مخاطبین نسبت به نام تجاری در مغز خود درک منطقی و احساسی داشته باشند .

مغز انسان دارای دو بخش منطقی و احساسی است . یعنی وقتی شخصی با مقوله ای روبرو می شود مغز انسان از دو بعد با ان رفتار می کند که شامل رفتار احساسی و رفتار منطقی . از اینرو برند نیز دارای دو بخش منطقی و احساسی است . نام تجاری وقتی می تواند برند شود که بتواند از بعد منطقی و احساسی پرقدرت ظاهر شود .

مطابق مدل کلر ابعاد برند بصورت ذیل می باشد .

سطح اول : برجستگی برند که شامل عمق و وسعت برند می باشد . این بخش شناسایی و تمایز ارضای نیاز های مشتریان می باشد

سطح دوم : شامل عملکرد از بعد منطقی و تصویر از بعد احساسی ( خلاقیتی مغز ) می باشد .

در عملکرد برند ویژگیهای اولیه و ثانویه ( اصلی و فرعی ) قابلیت اعتماد به محصول ، دوام و قابلیت خدمت رسانی ، اثربخشی فعالیتهای خدماتی ، کارایی محصول ، طراحی و قیمت مطرح می باشد .

در تصویر برند ترسیم نیمرخ مصرف کننده یا خریدار ، بررسی موقعیت های خرید و استفاده ، بررسی شخصیت و ارزشهای فردی ، توجه به فعالیتهای گذشته و تجربه برند مطرح می باشد

سطح سوم : این سطح شامل قضاوت نسبت به برند ( بعد منطقی ) و احساسات نسبت به برند بعد احساسی برند می باشد

قضاوت نسبت به برند شامل : کیفیت ، اعتبار ، تایید ، پذیرش و برتری می باشد

احساسات نسبت به برند شامل : گرمی ، پذیرش اجتماعی ، جذابیت ، احترام به خود ، هیجان و امنیت می باشد

سطح چهارم : هم نوایی با برند که شامل : وفاداری ، وابستگی به برند ، ایجاد حس تعلق و انجمن ، ایجاد حس امیختگی و رابطه عمیق دو طرفه می باشد . 

ایجاد برند قدرتمند : گام های چهارگانه در برند سازی

مدل CBBE  ایجاد برند را به عنوان فرایندی شامل چند گام پی در پی معرفی می دارد . پیاده سازی موفق هر یک از این گام ها به موفقیت در اهداف گام قبلی وابسته است . این گام ها عبارتند از :

1-     حصول اطمینان از وجود رابطه تنگاتنگ میان هویت برند و مشتری ها و ایجاد تداعیاتی از برند در ذهن مشتریان با توجه به نیازهای خاص ان ها یا طبقه محصول

2-     ایجاد و تثبیت مفهوم جامع از برند در ذهن مشتری ها با ایجاد ارتباط استراتژیک میان مجموعه تداعیات ملموس و ناملموس از برند با برخی از ویژگیهای محصول

3-     استخراج واکنش های مناسب مشتری ها نسبت به این هویت و مفهوم برند

4-     تغییر واکنش های مشتری ها نسبت به برند با هدف ایجاد رابطه ای تنگاتنگ و ایجاد وفاداری رفتاری و قدرتمند در میان مشتریان

این چهار گام مجموعه سوالات بنیادی است که مصرف کنندگان در خصوص برند ها ا زخود می پرسند ( دست کم به صورت ضمنی و پنهاد در ذهن خود )

گام های برند سازی :

1-     تو کیستی ( هویت برند )

2-     تو چیستی ( مفهوم برند )

3-     من در باره تو چه فکری می کنم ؟( واکنش ها و پاسخ ها نسبت به برند )

4-     من دوست دارم تا چه حد به تو نزدیک باشم و چه نوع تداعیاتی از تو داشته باشم ؟( ارتباط تنگاتنگ با برند )

 نردبان برند سازی :

نردبان برند سازی به ترتیب گام های هویت تا مفهوم و سپس واکنش ها و ایجاد رابطه با برند شکل می گیرد . این به ان معناست که ما نمی توانیم بدون ایجاد هویت برای برند خود ، مفهوم خاصی را در ذهن مصرف کننده ایجاد کنیم . و پاسخ ها نسبت به برند بدون وجود معنا و مفهوم درست از آن رخ نمی دهند و بدون این که پاسخ های مناسبی را در مصرف کنندگان بر انگیخته باشیم نمی توانیم به اجبار رابطه ی نزدیکی میان برند و مشتری ها ایجاد کنیم . 

تصویر برند

تصوير برند پديده ساده ادراك است كه تحت تأثير فعاليتهای شركت قرار می گيرد. پرفسور كوين كلر، دانشمند و نظريه‌پرداز برجسته حوزه مديريت برند، تصوير برند را ادراك مصرف‌كننده در مورد برند می‌داند كه توسط تداعيات برند موجود در حافظه، بازتاب می يابد. تصوير برند مجموعه ادراكاتی است كه در ذهن مصرف‌كننده وجود دارد. به بیان دیگر ادراك مصرف‌كننده از ويژگيهای برجسته محصول. تصويرذهنی مصرف‌كننده از تمام مجموعه برند است كه توسط شركت ايجاد شده است. مشتری، تصويری را از تركيب تمام علائم ارسالي توسط نام تجاری شامل نام، علائم ظاهری، محصولات، تبليغات، پيامها و اطلاعيه‌های رسمی و غيره، در ذهن خود شكل می دهد. اين ادراكات را می‌توان با نشانگرهای مناسب از ذهن مصرف‌كننده فراخواند. ثابت شده است كه تصوير مثبت برند، ريسك ادراك شده مصرف كننده در مورد برند را كاهش داده و سطح رضايت و وفاداری مصرف‌كننده را افزايش می‌دهد. همچنين، برندی كه تصوير مناسبی در ذهن مصرف كننده دارد، فرايند جايگاه‌سازی را ساده‌تر طی می‌كند. زيرا، برندی كه تصوير قوی و مثبت دارد، راحت‌تر در ذهن مشتری نقش می بندد.

مسئله اصلی تمام شرکتها ارتقاء جايگاه در بازار می باشد

1.     جايگاه ما کدام است؟

2.     جايگاه ما چه ابعادي دارد؟

·        ابعاد جايگاه

1) بعد عملکردي

2) بعد اجتماعي

3) بعد تصوير ذهني [1]

1-    ابعاد تصوير ذهني :

         جايگاه ما در ذهن مردم  ايران/منطقه

         مرتبه‌اي که مشتريان به ما در ميان رقبا مي‌دهند

         تصوري که مشتريان در خصوص ميزان اخلاقي بودن مادارند

         سطح باور مشتريان به وعده‌ها و ميزان صداقت ما

2-      اهميت جايگاه ذهني

دلايل گوناگوني براي افزايش توجه به تصوير ذهني و جايگاه‌سازی مي‌توان بيان کرد:

1- آگاهي رو به رشد علم بازاريابي از جنبه‌هاي رفتاري تصميم‌گيري مشتري

2- تمايل روزافزون جامعه به ابعاد نمادين محصول نسبت به ابعاد کاربردي آن

3- افزايش تصاعدي تنوع محصولات مشابه همراه با روند رو به رشد پيچيدگي در محصولات

4- اين واقعيت که ابداعات تکنولوژيک و استعداد رو به افزايش در تقليد از محصولات، ديگر امکان ايجاد مزاياي رقابتي پايدار را هم‌چون گذشته فراهم نمي‌کند

جايگاه‌سازي و کارکردهاي دو سويه آن

جايگاه‌سازي [2]  به معناي ايجاد ذهنيت مورد نظر و تصوير و تصور دلخواه از خود نسبت به رقبا در ذهن مشتريان است.  دقت داريم كه در اين جا شكل‌دهي ذهن مشتريان[3]  هدف است اما نه در خلاء بلكه در قياس با رقبا، و نه بي‌هدف بلكه در راستاي آنچه مي‌خواهيم از ما در ذهن ايشان ايجاد گردد.

                                                  

اگر ندانيم كه مي‌خواهيم چه تصويري[4]  در ذهن ايشان ايجاد گردد ( كاركرد آشناسازي) و اين تصوير چه جايگاه و تفاوتي نسبت به رقبا داشته باشد (كاركرد متمايزسازي)، هرگز نخواهيم توانست اين هر دو را در بلندمدت پاسداشت و صيانت كنيم. توجه داريم كه به هر روي جايگاه‌سازي فرايندي طولاني مدت و سرمايه‌گذاري در آن بسيار سنگين است.

چالش‌هاي‌ اصلي در برند سازی :

n     چگونه مي‌توان سهم بيشتري از ذهن و قلب مخاطبان را به خود اختصاص داد؟

n     چگونه مي‌توان در ذهن و قلب ايشان آن جايگاهي که مطلوب ماست، داشته باشيم؟

 

 

دقت داريم که ابعاد مفهومي و کارکردي برند بسي فراتر از تصاوير نمايشگر آن، يعني لوگو، مي‌باشد.برندها تداعي‌کننده و تضمين‌کننده سطح کيفي مشخصي از کالا و خدمات و پشتيباني مي‌باشند.

 





[1] Image

[2] Positioning

[3] Mind Forming

[4] Image

عضو آنلاین

ما 21 مهمان و بدون عضو آنلاین داریم

ثبت نام کاربران - register

ورود ثبت

Login to your account

Username *
Password *
Remember Me

Create an account

Fields marked with an asterisk (*) are required.
Name *
Username *
Password *
Verify password *
Email *
Verify email *